هيراد مامانهيراد مامان، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
آشنايي من و باباآشنايي من و بابا، تا این لحظه: 18 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره
پيوند من و باباپيوند من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 18 روز سن داره

هيراد ميوه شيرين زندگيم

بدون عنوان

1394/5/27 10:26
نویسنده : مليحه
262 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيزم دلم،

از خداي خودم مي خوام كه هميشه خنده روي لبهاي قشنگت باشه و هميشه قشنگي هاي اين زندگي رو با اون چشمهاي خوشگلت ببيني. ببخشيد ماماني من خيلي نوشتارم خوب نيست خيلي نمي تونم مثل خيلي هاي ديگه زيبا و رمانتيك بنويسم ولي خوب سعي مي كنم هرچي توي دل و احساسم هست برات بنويسم.

مامان بالاخره موفق شد باشگاه ثبت نام كنه و ورزش كردن رو دوباره شروع كنه. خيلي خوشحالم چون توي همين دو هفته كه شروع كردم كلي جمع و جور شدم و مهمتر اينكه خيلي توي روحيه ام تأثير گذاشته، بالاخره مامان هم به يه تنوع نياز داره ديگه عشقم.

تو روزهايي كه من مي رم باشگاه شما و بابا ايمان كلي با هم حال مي كنيد، با هم ميان توي حياط و كلي با بابا و شمس الدين (سرايدار ساختمان) بازي مي كني، وقتي هم كه من ميام با هم يا مي ريم خريد يا مي ريم پارك دم خونه و شما كلي هم اونجا خودتو خسته مي كني

عزيز دلم كه روز به روز داره به شيرين كاري هات و شيرين زبوني هات اضافه مي شه. كلمه هايي كه مي توني بگي: دايي= آآآيييي - خاله= آآآآيه - از نظر شما همه حيوانات روي كره زمين صداشون = هاپ، پيشي مي گه = هاپ، جوجو مي گه = هاپ، هاپو مي گه = هاپ، يك كار بامزه كه ياد گرفتي غر زدن به زبون خودته، خيلي بامزه تمام اعضاي صورتتو چمع مي كني و با زبون خودت شروع مي كني به آه و ناله كردن و اگر خيلي هم ناراحت باشي سرتو يه يه جايي تكيه مي دي و آه و ناله مي كني مثل در كابينت، روي در سطل زباله

عااااشقتم مامان با اين كارات، ثانيه شماري مي كنم زودتر ساعت 4 بشه و من پرواز كنم به سمت خونه و با تو بودن لذت ببرم و عشق كنم.

با تمام وجود مي بوسمت. بوووووووووووووووووووسسسسسسسم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)