يك حمام گرم و دلچسب :)))))
ديگه هوا خيلي گرم شده و تو فسقلي هم فعاليتت روز به روز داره بيشتر مي شه و بايد حداقل يك روز در ميون بري حمام بابا ايمان قول داده بود وقتي از سركار اومد تو رو ببره حمام، با اين حال كه دير از سركار اومد و خيلي هم خسته بود ولي به قولش وفا كرد و فسقلو برد حمام توي حمام با بابا ايمان كلي سر و صدا راه انداخته بودين طوري كه وقتي داشتم با مامان صديق صحبت مي كردم صداي و جيغ و دادتونو از پشت گوشي مي شنيد و كلي هم قربون صدقت مي رفت به پيشنهاد بابا ايمان رفتم دم حموم و چند تا عكس گرفتم قربونت بشم كه درست و حسابي يك جا بند نمي شي كه آدم بتونه درست ازت عكس بيگيره ...
نویسنده :
مليحه
11:36






